|
|
|
|
|
باران باش و ببار برزمين و زمان ... اول بر اين آسمان كه دلش چركين است بعد بر دشت ها و كويرهايي كه در لوت افتاده اند بر چشمه ها و نهر ها و رودها هم ببار آنها نوشابه هاي زمين اند ببار بر دريا ها و اقيانوس ها بر پشت ماهي ها و دلفين ها هر جا كه دوست داري ببار فصل ها فراموشت نشود مي دانم كه در پاييز و زمستان مي باري بهار هم جهيزيه توست براين تابستان لب تشنه ببار برسيب ها و نارنج ها بر قارچ ها و ريواسها بر بركه هاي خزه بسته بر قورباغه ها لاك پشت ها يادت نرود بر آنها بيشتر از همه ببار آنها دختران آبند تمام تابستان را سينه بر صخره هاي داغ مي سابند تا آوازهاي تو را بشنوند ببار عزيزم ببار هرجا كه دوست داري ببار آه نه فقط مواظب لانه گنجشك ها باش جوجه هايشان تازه سر از تخم در آورده اند از كوهها و دره ها كه مي گذري يادت نرود سري هم به جاليز مان بزني آنجا را سپرده ام به تو بعدهمان جا بمان تا باد بيايد باد كه آمد دستهايت را به او بسپار و برو نترس آفريقا هم سرزمين زيباييست لا اقل تو آنجا ببار بر صخره ها و ماسه هاي داغ تفتيده اش بر كودكان گرسنه سياهش اصلاً چرا فقط آفريقا هر جا كه تشنه اي ديدي آبي به او بده رويش را ببوس وسلامم را به او برسان بعد بيا اينجا اينجا كمي هم بر دلم ببار
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 4:21 توسط علی خوش تراش
|
|
||
|
|
|
|
|
جشن تیرما سیزده
عنوان مطلبی از من در روزنامه شرق گاهشماري ايران باستان مهمترين منبع براي تحقيق و پژوهش درباره جشنها، مراسم و آيينها خيلي ديگر از رويدادها و باورهاي اقوام مختلفي است كه در فلات ايران زندگي ميكنند. اما متاسفانه اين مرجع و ماخذ در طول تاريخ به طور اساسي دچار تغييراتي شد كه همه معادلات و عوامل اصلي به وجود آمدن مراسم و جشنها را برهم ريخته است. بهعنوان مثال ميتوان به تقويم جلالي اشارهكرد كه منسوب است اين گاهشماري در دوران سلجوقيان به فرمان دربار و توسط عمرخيام نيشابوري تنظيم و تهيه شده است. تقويمي كه اگرچه نظر علمي يكي از بهترين نمونههاي علمي گاهشماري در تاريخ به شمار ميآيد اما بعد از رسمي شدن آن، به نحو گستردهاي حافظه گاهشماري و آييني ايراني درهم ريخت. با نگاهي اجمالي به آيينها و مراسم رايج در نواحي مختلف كشور ميتوان به جشن نوروزهاي مختلف در ماهها و فصول گوناگون برخورد كرد كه همگي نشان از آغاز سال نو در زماني به غير از اول بهار ميدهند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 17:2 توسط علی خوش تراش
|
|
||
|
|
|
|
|
يادداشتي از من در روزنامه شرق
روي ادامه مطلب كليك كنيد ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 12:8 توسط علی خوش تراش
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتوگو با فيض شريفي به بهانه ادامه انتشار كتابهاي شعر زمان تهران امروز اواخر دهه هفتاد بود كه چند مجموعه با عنوان « شعر زمان» با رويكردي نقدگونه به بررسي آثار پنج نفر از بزرگان شعر نو فارسي توسط محمد حقوقي شاعر و منتقد چاپ و منتشر شد .آن موقع ابتداي جواني ما بود. ميخواستيم بيشتر و بهتر شعر نو را درك كنيم. ميخواستيم معاصر باشيم. اين شد كه كتابهاي زمان را ميخوانديم اما نميدانستيم يك روز همين كتابها را بايد به عنوان تاريخ شعر معاصر دنبال كنيم.حالا سالها از انتشار آن كتاب ها مي گذرد كتا بهاي زمان بارها و بارها تجديد چاپ شدند و شعر نويسي هم مسيرش را با شاعران نسل يك و دو و سه تغيير داد . محمد حقوقي هم چشم از اين جهان فرو بست و ديگر كسي سراغي از كتاب زمان نگرفت تا اينكه در ماههاي اخير خبرهايي درباره شروع مجدد پروژه شعرزمان از سوي فيض شريفي شاعر و منتقد شيرازي منتشر شد به همين بهانه گفتوگويي با وي صورت گرفت كه در ادامه مي آيد. براي خواندن ادامه مطلب روي جمله زير ياروي عنوان ادامه مطلب كليك كنيد گفتوگو با فيض شريفي به بهانه ادامه انتشار كتابهاي شعر زمان ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 12:17 توسط علی خوش تراش
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتوگوي من با محمد هاشم اكبرياني، نويسنده در روزنامه تهران امروز وقتي داستان «بايد بروم» محمدهاشم اكبرياني را ميخواندم كمكم به اين نتيجه رسيدم كه «بايد بروم» داستان نويسندهاي است كه دارد ميآيد و اين تناقض به ظاهر كمي گيجكننده بود، نويسنده بايد بروم از جهان خود داشت ميرفت اما كجايش را شايد نميدانست و اما من كه داشتم به عنوان يك مخاطب داستان را ميخواندم ميديدم كه راوي داستان هر لحظه به سويم نزديك ميشود تا جايي كه در اواخر داستان من و راوي به هم رسيديم. براي خواندن ادامه مطلب روي ادامه مطلب كليك كنيد http://www.tehrooz.com/WebTools/PrintVersion/?NewsID=newsContent_86303
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم آبان 1390ساعت 19:14 توسط علی خوش تراش
|
|
||