از سینما آزادی تا کلانتری 11
آنجا در یونان
خدایان در پیاده روها راه می رفتند
روزی ده بار به هم سلام می گفتند
آنقدر زیاد بودند که به هم تنه می زدند
در اورشلیم پیامبران در پیاده روها راه می رفتند
در پاریس روشنفکرها
و
در نیورک سناتورها .
اما اینجا
در این لنگرود خراب شده
ما آدم ها داریم در پیاده رو راه می رویم
روزی ده بار به سلام می گوییم
گاهی به هم تنه می زنیم
بعد به راهمان ادامه می دهیم
می رویم تا سینما آزادی
به سینما که رسیدیم
برمی گردیم تا کلانتری 11
بعد
دوباره تا آزادی
دوباره تا کلانتری 11
تا آزادی
تا کلانتری 11
تا آزادی
تا
....
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 17:14 توسط علی خوش تراش
|
من درباره ای ندارم همه حرف های من در باره دیگران است ...