ما داریم لیبرال می شویم

 غروب یک ستاره در دنیای امروز پیش از طلوع آن  اتفاق می افتد . هر ستاره ای که متولد می شود اندوهی برچهره دارد.  اندوهی که از ستاره های افول کرده به امانت می گیرد تا به تولد ستاره بعدی بسپارد.

فریماه فرجامی اولین مستند فروپاشی زندگی یک ستاره نیست و آخرین آنها نخواهد بود . همه ما ناراحت شدیم همانطور که شاهین بیانی را ، مهدی فنونی زاده ،.........را ناراحت شده بودیم . اما نمی دانیم  این هنرمحصول صنعت ستاره سازی است و نمی دانیم و بی محابا انگشت اتهاممان را به سوی یکدیگر نشانه می گیریم  و باز نمی دانیم که این ستاره سازی و ستاره کشی پیام آور تولد لیبرالیسم در عرصه های رسانه ای ما است ، ما داریم لیبرال می شویم.

جیرانی مقصر نیست ، همانطور که فردوسی پور مقصر نبود ، فقط جیرانی جگرش را پشت ستاره حلبی اش پنهان کرده و به همین خاطر هرگز عادل نمی شود.

برنامه ساز هفت ، هبوط یک ستاره را به تصویر کشید  تا ستاره شود تا مانند "نود" سالها در آسمان برنامه های تلوزیون بدرخشد و بینندگانش را هفته به هفته در انتظار برآمدنش پای جعبه خالی شعبده بازی در انتظار بگذارد.

این روزها کسی غم کسی را نمی خورد. حرفی از مهربانی ، اخلاق و.... در میان نیست . وگرنه سال ها پیشتر سراغ همان نوازنده ای که همه ما با آوای سینه اش خاطره داریم می رفتند.

فلان شاعر که دیگر نمی شناسیمش  یا فلان نویسنده ! چه کسی می داند این روز ها فلانی که هنرش تریبون ندارد و نمی خواهد ستاره بشود کجاست ؟

هر ستاره ای که دیگرانش به آسمان می فرستند ، دیگرانش پایین خواهند آورند. راستی در آینده ، فردوسی پور ، جیرانی و دیگرانی که می خواهند بدرخشند کجا هستند ؟