رمان ايراني وارداتي است
گفتگوي من با محمد علي علومي در روزنامه تهران امروز؛
اندوه بم اندوه كوچكي نبود تا يك نويسنده طنز پرداز و خوش قريحه مانند محمدعلي علومي را به نوشتن داستان هاي تراژيك و خاطره وادارد. اگرچه خودش مي گويد: حادثه بم، قصه مردم شهري است كه يك شب را نتوانستند به صبح برسانند و براي هميشه و ابد در خوابي سنگين جا ماندند . من هيچگاه اندوه بم را به عنوان تلخ ترين خاطره زندگيم نمي پندارم زيرا اين واقعه ، تراژدي فراموش نشدني يك ملت است .
علومي در اين سالها بم را آنطور كه دوست دارد بازسازي مي كند . علومي نخل ها ي پير و كهنسال را دوباره در خيابان ها و كوچه باغ هاي بم مي كارد .ا رگ و تمامي محله هاي قديمي را مرمت مي كند، در بم علومي ، ايرج بسطامي هر غروب زير يكي از طاقي ها مي نشيند وآواز مي خواند ، در اين بم اصلاً زلزله نمي آيد و بچه ها در خاكروبه ها خورشيد را به شب مي رسانند. همه اينها را مي شود در رمان هاي " سوگ مغان " و "ظلمات " در دست چاپش جستجو كرد .
محمد علي علومي را همه طنزپردازان و دوستداران ادبيات طنز مي شناسند و بارها از طريق داستان هاي زيباي او طعم يك طنز واقعي و ساختاري را در ادبيات نوين ايراني چشيده اند .همه آنهايي كه رمان هاي " من نوكر صدامم " و " بن لادن " و ديگر داستان هاي او را خوانده اند مي دانند كه اين نويسنده " بمي" در اين ژانر از نويسندگان صاحب نام و صاحب سبك است . چند سالي مي شود كه ديگر نشاني ازآن طنز هاي زيركانه و مكين نيست و تراژدي و واقع گرايي و خاطره نويسي جاي آن را گرفته است . دليلش هم كاملاً معلوم است .
علومي در عرصه ها و ژانرهاي مختلف ادبيات فارسي مطالعه ، تحقيق و گاه تاليف دارد به همين مناسبت گفتگويي پيرامون قصه نويسي مدرن ايراني و رابطه اش با ادبيات كهن ايراني و جهان نوين صورت گرفته كه در ادامه مي آيد.
براي خواندن ادامه مطلب روي آدرس زير كليك كنيد.
http://tehrooz.com/WebTools/PrintVersion/?NewsID=newsContent_83253
من درباره ای ندارم همه حرف های من در باره دیگران است ...