جشن‌ها، آيين‌ها و رسم‌هاي مختلف از سپيده‌دم تاريخ تا به امروز يكي از قوي‌ترين حافظه‌هايي هستند كه توانسته‌اند هويت انسان را از ورطه فراموشي رهايي بخشند، اگرچه بن‌مايه‌هاي اصلي و بنيادي بيشتر آنها ريشه در اقتصاد، معيشت و كار دارند اما نوع اقليم، فرهنگ، قوميت و... نيز در شكل‌گيري آنها دخيل هستند.

برپايي جشن گندم آوج از توابع بويين‌زهراي قزوين يكي از هزاران مراسمي است كه حرف‌ها و نكته‌هاي جالبي از روزگاراني بس دور با خود به همراه آورده است.

برپايي جشن گندم همه ساله در روستاهاي پسته دره، چورلي، ميلاق قشلاقي، كووعن دره، قاراچاناق، چمبك قلعه، قصبه، كعت يري، اوزون دره، فاطما ياتان، اوزون‌بلاق، آق يول، دربند، داشلوبلاق، بازارقلي، دوولو، باش بلاق، بيرام بلاق و دلاوك از توابع قزوين با شيريني خاصي اجرا مي‌شوند اما هيچ‌كدام آنها به اندازه جشن گندم روستاي «پرسبانج» باشكوه و اساطيري نيستند. اين جشن بسيار قديمي همه ساله پيش از دروي گندم در كنار آبگير كوچك و زيباي «دريابك» يا «درياوك» و با شركت اهالي روستاهاي همجوار به شكل گسترده‌اي برگزار مي‌شود. در اين مراسم به ازاي هر خانواده در جوار بركه گوسفندي را قرباني مي‌كنند و پس از اداي شكر و شادي به درو محصول مي‌پردازند.

در بيشتر مناطق روستايي ايران كه اقتصادشان بر محور كشاورزي استوار است، معمولا جشن‌ها را پس از برداشت محصول تحت عنوان جشن خرمن بر پا مي‌دارند تا با اين كار بتوانند پس از يك سال تلاش بي‌وقفه هم تفريح و استراحتي داشته و هم شكرانه‌اي به درگاه ايزد متعال كرده باشند، اما «جشن گندم در آوج» و «بازار هفت‌گانه آسد بر لاهيجان» برخلاف رسم‌هاي رايج در ميان كشاورزان پيش از درو برگزار مي‌شود كه اين موضوع بر قدمت جشن‌هاي يادشده گواهي دارد.

جشن گندم روستاي «پرسبانج» را مي‌توان از چند منظر مورد توجه قرار داد. قرباني كردن در كنار آب در واقع يكي از كهن‌ترين آيين‌هاي ايراني است. البته اين امر در ميان ملل ديگر نيز مشاهده شده است.

آب، يكي از مقدس‌ترين عناصر طبيعي در باستان است. براساس باورهاي اساطيري ايرانيان باستان، آب در گاهنبار دوم (گاهنبار = مراحل آفرينش هستي) از گاهنبارهاي ششگانه آفريده شده است و زمان آفرينش آن ميانه تير ماه بوده است. بر همين باور، خلقت آب پس از آفرينش آسمان و پيش از آفرينش ساير موجودات صورت پذيرفته است و نخستين چيزي كه قبل از جانوران آفريده شد، آب بود.

نقش آفرينندگي و زايايي آب از روزگاران كهن براي ايرانيان باستان شناخته شده بود. آناهيتا نيز به عنوان ايزدبانوي آب و باروري و پاكيزگي، بارها و به مناسبت‌هاي مختلف در اوستا ستوده و تكريم شده است. ايرانيان باستان آب جاري را مقدس مي‌شمردند و به هيچ‌وجه آن را نمي‌آلودند و در تميز نگه داشتن آن دقت و توجه خاصي به كار مي‌بردند. همچنين با انجام مراسم ويژه‌اي به مناسبت‌هاي خاص براي آب قرباني مي‌كردند. آنها براي اينكه آب آلوده نشود به اين منظور گودالي كنار رود يا دريا يا سرچشمه حفر مي‌كردند و خون قرباني را در آن مي‌ريختند.

البته قرباني كردن در جوار آب‌ها در دوره باستان آييني خاص شمرده مي‌شد زيرا بين قرباني حيوان نر و ماه كه عنصري مهم براي باروركردن ابرهاست، رابطه دارد زيرا همه قوه نرينگي حيوان قرباني شده پس از اجراي قرباني به ماه منتقل مي‌شده سپس از طريق ماه به ابرها و ابرها با بارش باران همه آن نيرو را دوباره براي باروري زمين باز‌پس مي‌دادند.

يكي از نكته‌هاي جالب در اين مراسم، وجود كلمه آب در «آوج»، «آبيك» و آبگرم است كه هر سه شهر و منطقه نزديك به هم و از توابع قزوين هستند.

در آيين مهر، آب و قرباني از نقش و نماد ويژه‌اي برخوردار هستند. پيروان آيين مهر، طاق معابد يا مهرابه‌هاي خود را به شكل آسمان تزيين مي‌كردند و با كشيدن تصاويري از ستارگان آسمان را بيشتر تداعي مي‌بخشيدند. آنها بر ديواره‌هاي معبد نيز تصويرهاي فراواني مي‌كشيدند. تزيين حاشيه آنجا را با گل و گياه انجام مي‌دادند تا تاثير قرباني گاو را بيشتر نشان دهند. قرباني گاو در آيين مهر نماد آفرينش است و مرگ گاو حياتي نو را بازآفريني مي‌كند. به اعتقاد آنها خوني كه از بدن حيوان جاري مي‌شود، گندم‌ها را آبياري و تغذيه مي‌كند.

هدف از بيان اين رمزگشايي‌ها مرتبط ساختن آيين قرباني جشن گندم به آيين‌هاي باستان نيست، بلكه بيان نشانه‌هاي مشابهي است كه در اين گفتار مورد تطبيق قرار گرفته است. اما آنچه هنوز در جشن گندم آوج راز‌آميز باقي مانده، برپايي جشن و قرباني پيش از درو است. اگرچه آيين قرباني پيش از درو گندم به گونه‌اي يادآور بازآفريني «اوزيرس» آفريننده گندم و غلات در مصر باستان است ولي برگزاري اين جشن همچنان بي‌جواب مانده است.