آيين هاي ايراني 6
امروزه اكثر مراسم، آيينها و جشنهايي كه از گذشتههاي دور و نزديك برجاي ماندهاند، ريشه در فرهنگ روستايي و وضعيت معيشتي آن دارد زيرا روستاها در رويارويي با زندگي جديد و
شبه مدرنزدگي توانستهاند مقاومت بيشتري از خود نشان بدهند و مانند زندگي شهري رويه ديگري را شروع نكنند.
«انارچين» روستاي انبوه نيز ريشه در كشاورزي و فرهنگ روستايي دارد. همهساله اواخر مهرماه و گاه اوايل آبان در يكي از روزهاي جمعه پس از يك اعلام همگاني توسط ريشسفيدان بالامحله و پايينمحله برگزار ميشود. انبوه را بعضيها ماسوله دوم نيز ميگويند. انبوه روستاي آبادي است كه در سرحدات استانهاي گيلان و قزوين قرار دارد و از توابع شهرستان رودبار است و اساس اقتصادي آن بر باغداري و برداشت محصولاتي چون انار، فندق، گردو، بادام درختي، انگور، زالزالك، اخته و انواع ديگر ميوهها استوار است كه از ميان آنها انار، انگور و فندق داراي شهرت و اهميت بيشتري هستند.
اغلب انبوهيها چه ساكن و چه مهاجر داراي باغهاي بزرگ و كوچك اناري هستند كه همگي به صورت يكجا در ساحل رودخانه شاهرود يكي از دو شاخه اصلي رودخانه سپيدرود قرار دارند كه به لحاظ زيبايي غيرقابل توصيف است.
اين انارستان حدود 15كيلومتر از ده فاصله دارد و به همين منظور نگهداري از باغات و درختان در فصول مختلف براي تمامي باغداران مشكل و گاه غيرممكن است، به همين منظور و بر اساس يك سنت ديرينه تمامي باغها را به شخصي كه به «پاكار» يا باغبان شهرت دارد، سپرده ميشود. اين امر دقيقا از فرداي مراسم انارچين شروع و تا انارچين بعدي ادامه دارد.
باغبان در تمام طول سال در خانهاي كه در انارستان قرار دارد با خانوادهاش زندگي ميكند و به جز موارد خيلي ضروري از آنجا خارج نميشود و در طول اين مدت هم هيچ يك از اهالي روستا و حتي صاحبان باغها بدون اجازه باغبان حق ورود به باغهاي خود را ندارند و نكته جالب اينجاست كه كسي تا روز انارچين حق چيدن حتي يك دانه انار را ندارد.
«انارچين» در واقع روز عيد انار است و تمامي اهالي چه آنهايي كه ساكن روستا هستند و چه آنهايي كه به شهرها مهاجرت كردهاند، در اين روز با خانوادههاي خود در اين مراسم شركت ميكنند. اين رسم و رسومات از ساليان بسيار دور كه هيچ يك از اهالي روستا تاريخ درستش را نميداند، برگزار ميشود.
انارچين در واقع آخرين مرحله از برداشت محصولات درختي در روستاست. روز انارچين همه مردم سپيدهدمان و پيش از طلوع آفتاب از منزل خارج ميشوند تا خود را به هنگام طلوع خورشيد به ابتداي انارستان برسانند.
هر كس زودتر رسيد، ميرود در ابتداي صف مينشيند تا ديگران هم برسند. بعد از جمع شدن تمامي اهالي، باغبان به رسم ديرين بانگ «الله» ميزند كه به دنبال آن هركس وارد باغ خود ميشود و با كمك اعضاي خانواده تا پايان روز انارش را ميچيند. تمامي زنها و دخترها در اين مراسم با لباسهاي محلي كه رنگين و زيبا هستند، شركت ميكنند و به هنگام ورود به باغ، غذاي ناهار روز جشن را كه از قبل تهيه كردهاند با خود ميآورند.
زمان و روز انارچين از مدتها قبل مشخص ميشود و يكي از با شكوهترين ايام در روستاي انبوه است كه هزاران نفر غير از اهالي روستا از مناطق شهري و روستايي اطراف به ويژه از استانهاي گيلان و قزوين در اين مراسم شركت ميكنند.
هر كسي چه غريبه و چه آشنا در اين روز آزاد و مجاز است از هر درخت و باغي براي خوردن انار بچيند و تمامي صاحبان باغ پس از برداشت محصول در هنگام بازگشت به كساني كه در جشن حضور نداشتند يا صاحب باغي در باغستان نبودند، مقدار قابل توجهي انار به عنوان سهم به آنها هديه ميكنند.
«انارچين» همانطور كه از اسمش بر ميآيد به معناي زمان و موسم انارچيني است كه به نوعي در خود معناي يك رسم را نيز به همراه دارد. اين اصطلاح در چند دهه اخير جاي خود را به «جشن انارچيني» داده است كه اهالي، اين تغيير نام را محصول افراد غيربومي ميدانند، كساني كه همه ساله به عنوان گردشگر در اين مراسم شركت ميكنند و به باور ريشسفيدان روستا اين نوعي بدعت قلمداد ميشود.
در دهه اخير با ورود مقامات محلي و استاني به اين مراسم، مواردي چون برگزاري مسابقه كشتي محلي، اجراي موسيقي محلي گيلاني، برپايي نمايشگاه صنايع دستي و... اموري ديگر به اين رسم ديرين اضافه شده كه تا حدي اصل آيين را تحتالشعاع قرار داده است.
روستاي انبوه از جمله مناطق تاتنشين در البرز خشك و غربي است كه مردمش به گويشهاي تاتي و گاه گيلكي تكلم ميكنند و از گذشتههاي بسيار دور با مردم قزوين مراودات اقتصادي دارند.
گفتني است با شناخت شيوه باغداري در اين روستا ميتوان به معناي واژه باغبان و باغباني پي برد، درحاليكه باغبان در نزد مردم به صاحبان باغ اطلاق ميشود.
شبه مدرنزدگي توانستهاند مقاومت بيشتري از خود نشان بدهند و مانند زندگي شهري رويه ديگري را شروع نكنند.
«انارچين» روستاي انبوه نيز ريشه در كشاورزي و فرهنگ روستايي دارد. همهساله اواخر مهرماه و گاه اوايل آبان در يكي از روزهاي جمعه پس از يك اعلام همگاني توسط ريشسفيدان بالامحله و پايينمحله برگزار ميشود. انبوه را بعضيها ماسوله دوم نيز ميگويند. انبوه روستاي آبادي است كه در سرحدات استانهاي گيلان و قزوين قرار دارد و از توابع شهرستان رودبار است و اساس اقتصادي آن بر باغداري و برداشت محصولاتي چون انار، فندق، گردو، بادام درختي، انگور، زالزالك، اخته و انواع ديگر ميوهها استوار است كه از ميان آنها انار، انگور و فندق داراي شهرت و اهميت بيشتري هستند.
اغلب انبوهيها چه ساكن و چه مهاجر داراي باغهاي بزرگ و كوچك اناري هستند كه همگي به صورت يكجا در ساحل رودخانه شاهرود يكي از دو شاخه اصلي رودخانه سپيدرود قرار دارند كه به لحاظ زيبايي غيرقابل توصيف است.
اين انارستان حدود 15كيلومتر از ده فاصله دارد و به همين منظور نگهداري از باغات و درختان در فصول مختلف براي تمامي باغداران مشكل و گاه غيرممكن است، به همين منظور و بر اساس يك سنت ديرينه تمامي باغها را به شخصي كه به «پاكار» يا باغبان شهرت دارد، سپرده ميشود. اين امر دقيقا از فرداي مراسم انارچين شروع و تا انارچين بعدي ادامه دارد.
باغبان در تمام طول سال در خانهاي كه در انارستان قرار دارد با خانوادهاش زندگي ميكند و به جز موارد خيلي ضروري از آنجا خارج نميشود و در طول اين مدت هم هيچ يك از اهالي روستا و حتي صاحبان باغها بدون اجازه باغبان حق ورود به باغهاي خود را ندارند و نكته جالب اينجاست كه كسي تا روز انارچين حق چيدن حتي يك دانه انار را ندارد.
«انارچين» در واقع روز عيد انار است و تمامي اهالي چه آنهايي كه ساكن روستا هستند و چه آنهايي كه به شهرها مهاجرت كردهاند، در اين روز با خانوادههاي خود در اين مراسم شركت ميكنند. اين رسم و رسومات از ساليان بسيار دور كه هيچ يك از اهالي روستا تاريخ درستش را نميداند، برگزار ميشود.
انارچين در واقع آخرين مرحله از برداشت محصولات درختي در روستاست. روز انارچين همه مردم سپيدهدمان و پيش از طلوع آفتاب از منزل خارج ميشوند تا خود را به هنگام طلوع خورشيد به ابتداي انارستان برسانند.
هر كس زودتر رسيد، ميرود در ابتداي صف مينشيند تا ديگران هم برسند. بعد از جمع شدن تمامي اهالي، باغبان به رسم ديرين بانگ «الله» ميزند كه به دنبال آن هركس وارد باغ خود ميشود و با كمك اعضاي خانواده تا پايان روز انارش را ميچيند. تمامي زنها و دخترها در اين مراسم با لباسهاي محلي كه رنگين و زيبا هستند، شركت ميكنند و به هنگام ورود به باغ، غذاي ناهار روز جشن را كه از قبل تهيه كردهاند با خود ميآورند.
زمان و روز انارچين از مدتها قبل مشخص ميشود و يكي از با شكوهترين ايام در روستاي انبوه است كه هزاران نفر غير از اهالي روستا از مناطق شهري و روستايي اطراف به ويژه از استانهاي گيلان و قزوين در اين مراسم شركت ميكنند.
هر كسي چه غريبه و چه آشنا در اين روز آزاد و مجاز است از هر درخت و باغي براي خوردن انار بچيند و تمامي صاحبان باغ پس از برداشت محصول در هنگام بازگشت به كساني كه در جشن حضور نداشتند يا صاحب باغي در باغستان نبودند، مقدار قابل توجهي انار به عنوان سهم به آنها هديه ميكنند.
«انارچين» همانطور كه از اسمش بر ميآيد به معناي زمان و موسم انارچيني است كه به نوعي در خود معناي يك رسم را نيز به همراه دارد. اين اصطلاح در چند دهه اخير جاي خود را به «جشن انارچيني» داده است كه اهالي، اين تغيير نام را محصول افراد غيربومي ميدانند، كساني كه همه ساله به عنوان گردشگر در اين مراسم شركت ميكنند و به باور ريشسفيدان روستا اين نوعي بدعت قلمداد ميشود.
در دهه اخير با ورود مقامات محلي و استاني به اين مراسم، مواردي چون برگزاري مسابقه كشتي محلي، اجراي موسيقي محلي گيلاني، برپايي نمايشگاه صنايع دستي و... اموري ديگر به اين رسم ديرين اضافه شده كه تا حدي اصل آيين را تحتالشعاع قرار داده است.
روستاي انبوه از جمله مناطق تاتنشين در البرز خشك و غربي است كه مردمش به گويشهاي تاتي و گاه گيلكي تكلم ميكنند و از گذشتههاي بسيار دور با مردم قزوين مراودات اقتصادي دارند.
گفتني است با شناخت شيوه باغداري در اين روستا ميتوان به معناي واژه باغبان و باغباني پي برد، درحاليكه باغبان در نزد مردم به صاحبان باغ اطلاق ميشود.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11:40 توسط علی خوش تراش
|
من درباره ای ندارم همه حرف های من در باره دیگران است ...